استراتژی

استراتژی، بنیادی‌ترین سازوکار انسان برای تبدیل اندیشه به عمل و پیوند دادن نیت‌ها به نتایج است؛ زبانی برای انتخاب در شرایط محدودیت، نبود قطعیت و تعارض.

  • شکست‌های استراتژیک بزرگ، به‌ندرت حاصل کم‌کاری یا فقدان منابع‌اند. آن‌ها اغلب محصول یک تشخیص اشتباه هستند؛ نتیجهٔ صرف انرژی، استعداد و سرمایه‌ای عظیم برای حل مسئله‌ای که اساساً مسئلهٔ اصلی نبوده است. سازمان‌ها در واکنش‌ نشان‌دادن استادند؛ تا فروش کاهش می‌یابد، کمپین بازاریابی جدیدی راه می‌اندازند. بهره‌وری پایین می‌آید، تیم‌ها را باز‌طراحی می‌کنند. استعدادها سازمان

    ادامهٔ مقاله

  • وقتی مدیران از تفکر استراتژیک حرف می‌زنند، معمولاً واژه‌هایی مثل چشم‌انداز، ماموریت و برنامه به ذهن می‌آید. این‌ها مهم‌اند، اما کافی نیستند. تجربه نشان داده بسیاری از سازمان‌ها با وجود اسناد پرزرق‌وبرق، در عمل گرفتار پراکندگی، سردرگمی و تصمیم‌های متناقض‌اند. ریشه‌ی این شکاف، نبودِ ساختاری روشن برای اندیشیدن استراتژیک است؛ چارچوبی که فراتر از شعار،

    ادامهٔ مقاله

  • در ادبیات مدیریت، استراتژی شاید پرکاربردترین و در عین حال مبهم‌ترین واژه باشد. از جلسات هیئت‌مدیره تا بروشورهای تبلیغاتی، هر جا که سخن از آینده، هدف یا برنامه‌ای بزرگ به میان می‌آید، نام استراتژی هم شنیده می‌شود. همین تورم معنایی سبب شده استراتژی گاه معادل با چشم‌انداز بلندپروازانه، گاه با برنامه عملیاتی و گاه حتی

    ادامهٔ مقاله